خرید بک لینک

جویبار خشک سنگ به خاک خورده ای بر دیدگانم به برق آمد

پرندگان تشنه بر جویبار به خاک نشسته به سان اشک دیده چنان دیدم

انگشت در زیر چانه ی درختان بید در کنار رگ بی خون به خودستایی رحشه دیدم

ابری آمد از جنس پنبه ی احساسات آسمان به دیدار جویبار

شروع به هدیه و امانت جیب های پر به زمین خمیده

همه شادمان و خنده و صدای آواز دشت پر آب به زمین و آسمان دمید

سر در متفکر به راه خود انسان سست فکر قدم پیمود

برچسب: نویسنده: آبتین زمانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:58

صفحه بندی